فقط هستم. هر طور شده هستم. جز این نیستم. می مانم به امید ماندن. می نویسم به امید نوشتن. من دارم درد می کشم. از خودم درد می کشم. دردی نیست جز آنکه در من است. رنجور شدم. به موبایلم نگاه می کنم. دنبال کسی هستم که پیشش گریه کنم و از من نپرسد برای چه می گریی. برای چه ناراحتی. من فقط ناراحتم. دوست دارم دوستی داشته باشم که گریه کنم. من پر از دردم. پس با خودم صحبت می کنمو سیگار می کشم. کسی برایم یار نشده است. یاور همیشه مومنی ندارم. یاورانی دارم که مومن نیستند. گوش دارند شنوا نیستند. چشم دارند بینا نیستند. این، من است به من. گوش دارم ولی حرف های خودم را نمی شنوم. چشم دارم ولی خودم را نمی بینم. دست دارم ولی یاری رسان خودم نیستم.آه عشق، ادرکنیمهدی
برچسب:
نویسنده: کسری شریعتی
تاريخ: پنجشنبه
15 دی
1401 ساعت: 22:50